ای آزادی ...!!!!

مجال گفتن هیچ نیست به جز اینکه بگویم فقط بخوانید و نظر دهید.
ای آزادی ، مرغک پر شکسته زیبای من ! کاش قفست را می شکستم و در هوای پاک بی ابر بی غبار بامدادی ، پروازت می دادم !
عشق خواهر آزادی است و آزادی برادرش و غصب و اسارت مادر و پدرشان.
عشق به آزادی ، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد.
ای آزادی ، تو را دوست دارم ! به تو نیازمندم ! به تو عشق می ورزم !
ای آزادی ، قامت بلند و آزاد تو ، مناره زیبای معبد من است !
هیچ گاه تنهایی و کتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت ... دیگر چه می خواهم ؟ آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۹ ساعت 1:58 توسط احمد & مرتضی
|