مجال گفتن  هیچ نیست به جز اینکه بگویم فقط بخوانید و نظر دهید

ای آزادی ، مرغک پر شکسته زیبای من ! کاش قفست را می شکستم و در هوای پاک بی ابر بی غبار بامدادی  ، پروازت می دادم

 

عشق  خواهر آزادی است و آزادی برادرش و غصب و اسارت مادر و پدرشان

 

عشق به آزادی ، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

 

ای آزادی  ، تو را دوست دارم ! به تو نیازمندم ! به تو عشق می ورزم

ای آزادی ، قامت بلند و  آزاد تو ، مناره زیبای معبد من است

هیچ گاه  تنهایی و کتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت ... دیگر چه می خواهم ؟ آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند.